خرید بک لینک
چه کسی می توانستمثل منتو راتوصیف کند؟این شعرها، توییتقصیر من نیستاگر توذاتا ممنوعه ایبگذار اجازه ی چاپ ندهندشعرهایی که برایت گفتمدر حافظه ی مردممنتشر خواهد شدو جاودانگیجاودانگی ستچه در تاریخچه در یک دفترچههمه ی توجز نامتدر این شعرهاستیک روزهمه"تو" را خواهند شناختو اگر هم نشناسندبه "تو

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 19:23

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 4:11

وقتی کسی زیاد از رفتن حرف میزند

قبلا رفته است

 فقط می خواهد مطمئن شود 

چیزی از او در تو جا نمانده

کمک کن چمدانش را ببندد

چترش را به او پس بده

لبخندش را...

آوازهایش را

همینطور سایه اش را 

که گاه و بیگاه از پشت پنجره ات گذشته بود...

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 4:11

برای دوست داشتنتحق انتخابی نداشتم درست مثلانتخاب خانواده و ملیتموگرنه کدام زن عاقلی عاشق مردی می شود کهدور استدیر می آید و سخت می گویددوستت دارم! :)

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 4:42

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشیاندوه بزرگی ست زمانی که نباشیپلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشیای باد سبک سار مرا بگذر و بگذارهشدار که آرامش ما.را نخراشیهرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی ست چه باشی چه نباشی.. بعضی آهنگا یهو میشینه گوشه قلبت ،میمونه و میخونه... 

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 4:42

روزگارم میگذردبی هیچ کسبرای آرزو دیر استهر چه میروم نمیرسمدیگر هیچ چیز مثل قبل نیستخستهامآسمان گرفته با منهنوز فکر میکنم چقدر مانده تا منمن با ختم ... به خود باختمغبار چهره این قاب را ورق بزندعوت کن مرا به خوابی رویاییگذشتهام را برگردانشکسته شدم در لابلای آهنگ غمگین زندگیفصلهایم همه سرد و دلم آینه دردمن به خواستنت دچارمدر جایی دور از این اتاقاین شهر، این آسمانبدون ترس، بدون برگهای زردسالهاست میگریزم از حوصله زرد این حصارتنهایی من .. غریب ترین جای جهان استو سالها پشت خالی روزگارمیخواهم غمهایم را بپیچانمچرا که این افکار دفع نمی شوددرست مثل همین روزها...

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 4:42

صفحه بندی